مطلب زیر را با کسب اجازه از سردفتران محترم ، نه به عنوان احسان صادقیان ، بلکه به عنوان یک دفتریار می نویسم . [منظور از "من" هریک از دفتریاران عزیز است] :

 

در ثبت محل ، تحویل و تحول انجام شد و من شدم دفتریار. خیلی مسرور و خوشحال از اینکه از این به بعد هرکس پرسید شغل شما چیست با افتخار می گویم " دفتریار " .

دیگه از پاسخ " در دفترخانه کار می کنم " خلاص شده بودم و اگر کسی پرسید دفتریار یعنی چی ، سرم را بالاتر می گرفتم و می گویم : به استناد ماده 3 قانون دفاتر اسناد رسمی ، دفتریار یعنی معاون دفترخانه و نماینده سازمان ثبت. به به که چه اسم و رسمی ! دیگه شده بودم سری توی سرا !

اما اخیراً ، روزگار بر وفق مراد دفتریاران نیست. اولین تنش ها از طرح اصلاح قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران در مجلس هشتم شروع شد. تماس های مکرر با همکاران ، ارتباط با اعضای هیات مدیره و ... همه و همه کاری از پیش نبرد تا اینکه واسه یه بار هم که شده شانس با ما یار بود و مجلس هشتم به کار خود پایان داد.

تکلیف طرح نامشخص بود تا اینکه طرح جدید در مجلس نهم مطرح شد. دوباره نگرانی ها آغاز شد. عبارت "... سند به امضای اصحاب معامله و سردفتر و دفتریار خواهد رسید" جای خود را به "... علاوه بر امضای طرفین باید به امضای سردفتر برسد" داده بود.

دوباره صدای اعتراض دفتریاران شنیده شد تا اینکه بالاخره این ماده به تصویب رسید.

بله. امضای دفتریار قانوناً حذف شده بود و دفتریاران خود را شکست خورده می دیدند.

اوراق جدید که متولد شد ، روزنه های امید دوباره نمایان شد. چون "محل امضای دفتریار" حسابی تو چشم می زد و اون پایین نوشته بود "این سند با امضای دفتریار و سردفتر و مهر برجسته دفترخانه اعتبار دارد".

نمی دونم کی بود که یواشکی جمله اون پایین رو برداشتن ! ای بابا ، دوباره که مارو نادیده گرفتن !

اوضاع زمانی بدتر شد که فراخوان دریافت گواهی امضای الکترونیک سردفتران محترم صادر شد.

دوباره تماس ها شروع شد. آقا چه کنیم؟ آقا تکلیف چیه؟ چرا به ما توکن نمی دن؟ یعنی می خوان بعداً بدن؟ ...

تو همین حال و هوا بودیم که

خبر آمد خبری در راه است ، چه نشستی که ثبت آنی اجبار است

خدا به خیرکنه ! این دیگه از کجا پیداش شد ! پاشو بریم کارگاه آموزشی ببینیم قضیه چیه !

ورود ممنوع . باید دعوت شده باشی.

 

[از اینجا به بعد داستان واقعی است! منظور از من واقعاً خود من هستم!]

به لطف دوستان و همکاران و ... پارتی بازی شد و من دعوت شدم :

- اسم شما تو لیست هست؟

-خیر

- از همکاران ما هستید؟

-بله

- می تونم کارت شناسایی شما رو ببینیم.

-بله ، حتماً . بفرمایید

- اِ اِ اِ ، دفتریاری؟ ( یه لحظه فکر کردم طاعون دارم )

-بله. البته سرخود نیومدم ها. دعوت شدم. بفرمایید اینم دعوت نامه.

-آها ... خوب .... باشه ... اما بما گفتن فقط کسانی که اسمشون تو لیست هست اجازه ورود دارن. حالا فعلاً برو بشین ولی جلسه که شروع شد شاید نتونیم در خدمتتون باشیم.

-باشه. مشکلی نیست. ( قول میدم شلوغ نکنم )

فکر کنم با دیدن صحنه های سلام و احوالپرسی من با دوستان عزیز ، دیگه روشون نشد منو بیرون کنند.

جلسه شروع شد و من در پایان و در حالی که یه عالمه سوال تو ذهنم بود با گرفتن CD راهنما برگشتم خونه.

در فرصت مناسب راهنما را مطالعه کردم. بارها و بارها خواندم. خوانده های راهنما و شنیده های جلسه را در کنار هم قرار می دادم.

جناب آقای صدرنوری چند بار اعلام کردند که اعتبار این سند به ثبت در سامانه است. حق با ایشان بود ، 3 ماده ای که در طرح اصلاح قانون دفاتر تصویب شده بود ، به همین مطلب اشاره داشت.

در حال حاضر 2 مطلب پیش رو داریم : اعتبار نسخه فیزیکی ، اعتبار الکترونیک

نسخه فیزیکی همچنان به لطف "محل امضای دفتریار" احتیاج به امضای دفتریار دارد.

اما ثبت الکترونیک چی؟ هرچه گشتم مرحله ای را پیدا نکردم که احتیاج به عملیات خاصی از جانب دفتریار داشته باشد.

و این یعنی اعتبار الکترونیک اسناد ، محتاج دفتریار نیست.

و این یعنی ، امضای دفتریار برای اعتبار بخشیدن به سند نیست ، برای ...

و این یعنی ، من از پانزدهم شهریور 1392 " در دفترخانه کار می کنم "